مدير سايت تفريحي سرگرمي دل بده باتوجه به دفاع از آزادي بيان و با در نظر گرفتن قوانين جمهوري اسلامي ايران فعاليت ميكند.
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ |
0 | 0 | ahmad110 |
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست |
0 | 0 | ahmad110 |
تو يعني پاکي باران |
0 | 0 | ahmad110 |
برای همیشه دیدن تو |
0 | 1 | ahmad110 |
زلال که باشی آسمان در تو پیداست |
0 | 0 | ahmad110 |
کوچ عاشقی |
1 | 2 | mofaro |
خدایا |
0 | 0 | ahmad110 |
هیچوقت عاشق متفاوت ترین ها نشو، |
0 | 0 | ahmad110 |
هیچ وقت مغرور نشو |
0 | 1 | ahmad110 |
چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها |
0 | 1 | ahmad110 |
نویسنده : deldar68 ,
تاریخ : دوشنبه 28 شهريور 1390
,
236 بازدید
,

داستان کوتاه شماره 1 : مدتی بود در یکی از بیمارستان ها ی شهر لندن در روزهای یکشنبه سر ساعت ۱۰:۳۰ بیمار تخت شماره ی ۳ از بین می رفت و این به نوع بیماری فرد بستگی نداشت!!! عده ای این اتفاق را به ماورا نسبت می دادند و عده ای هم در مورد آن نظری نداشتند . این مساله تا جایی پیش رفت که عده ای از پزشکان جلسه ای گذاشتند تا علت این حادثه را پیدا کنند ٬ قرار بر این شد تا در روز یکشنبه در ساعت مقرر همه جمع شوند و تخت مورد نظر را زیر نظر بگیرند . روز موعود فرا رسید عده ای با انجیل سر قرار حاضر شده بودند در ساعت ۱۰:۳۰ مارتا کارگر نیمه وقت وارد اتاق شد به سمت پریز برق رفت و دستگاه حیات مصنوعی را از برق کشید و جارو برقی خود را به برق زد؟؟؟؟!!!!!!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------